امید یعنی چشم دوختن کشاورز به آسمان تا ببارد ( سميرا )
صدای شما
 
آخرین مطلب رو به ایمیلم بفرست
 
  
 
گروه بندی مطالب
داستانک ، یک حکایت ، بی قراریها ،
دعا ، قوانین زندگی ، بی قراریها ،
معرفی کتاب ، موسیقی خاص ، عکس ، جملات قصار ، لینک های جالب
مجنون نمازش را شکست ... نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
تاریخ درج در سایت: 11 اسفند 1388 ساعت 01:32

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

مرتضی عبداللهی
منبع: سایت دوست خوبمون برگریزان http://bargrizan.ir/weblog/

 

نظرات  

 
+1 #1 آنوشکا 2010-03-05 13:19
این شرح حال منه الان دقیقا
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

< مطلب بعد   مطلب قبل >
     
 
خاطره
کبوتر
نگاه کن / جهان
الکی
عادت
 
 
خلق هنر با عکاسی از چند مگس مرده!
تصاویر حیرت‌آور گوگل از بزرگترین گورستان هواپیماهای نظامی در جهان
آمریکا روز جهانی پسته را هم از ایران گرفت
بو سه بر آب
بلند‏ترین مسجد جهان کجاست؟
 
 
چند عکس از سفر من به ترکیه
Love
نمونه هایی از تزئین سفره هفت سین