|
|
تاریخ درج در سایت: 19 دی 1388 ساعت 10:33
|
|
|
ابراي پاييزي دلگير من جوانتر و چهره ي پير من چشماي من بي خبراي ساده منتظرهاي دل به جاده داده مردمکاتون به کجا زل زدن باز واژه هاتون به کجا پل زدن کاشکي بدونيد که دارم هنوزم از اشتباه قبليتون مي سوزم با اينکه هيچ کس نيومد پيش من شب زده ها چشماي درويش من تنها نبودن حتي يک دقيقه با تنهايي که بهترين رفيقه تک و تنها ... در این دنیا تک و تنها شدم من ... گیاهی در پی صحرا شدم من ... پو مجنونی که از مردم گریزد ... شتابان در پی لیلا شدم من .. چه بی اثر می خندم، چه بی ثمر می گریم ... به ناکامی چرا رسوا شدم من ... چرا عاشق چرا شیدا شدم من ... ارسال کننده مطلب: ذکر نشده |