افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط آزارشان دهد
صدای شما
 
آخرین مطلب رو به ایمیلم بفرست
 
  
 
گروه بندی مطالب
داستانک ، یک حکایت ، بی قراریها ،
دعا ، قوانین زندگی ، بی قراریها ،
معرفی کتاب ، موسیقی خاص ، عکس ، جملات قصار ، لینک های جالب
بی قراری ها
نگاه کن
تاریخ درج در سایت: 16 شهریور 1389 ساعت 01:27

نگاه کن که غم درون ديده ام
چگونه قطره قطره آب مي شود
چگونه سايهء سياه سرکشم
اسير دست آفتاب مي شود

 
مادر من
تاریخ درج در سایت: 15 مرداد 1389 ساعت 19:19
مادر من
مادر خوب من
اگر دنبال من می گردی، من اینجا ها نیستم.
 
ببار اي باران
تاریخ درج در سایت: 04 ارديبهشت 1389 ساعت 21:15
ببار اي باران ببار
ببار اي باران ببار
ببار ببار كه از دل من مي باري
تو هم مانند من بي دليل در بهار مي باري
تو مانند من از خزانت ماه ها گذشت و بعد
 
آفتابگردان
تاریخ درج در سایت: 24 فروردين 1389 ساعت 15:34

 اگر آفتابگردان‌ به‌ خاك‌ خيره‌ شود و به‌ تيرگي، ديگر آفتابگردان‌ نيست. آفتابگردان‌ كاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سياهي‌ نسبت‌ ندارد.
اينها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشايش‌ مي‌كردم‌ كه‌ خورشيد كوچكي‌ بود در زمين‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌اي‌ بود و دايره‌اي‌ داغ‌ در دلش‌ مي‌سوخت.
آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتي‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را

 
مجنون نمازش را شکست ...
تاریخ درج در سایت: 11 اسفند 1388 ساعت 01:32
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
 
تک و تنها
تاریخ درج در سایت: 19 دی 1388 ساعت 10:33
ابراي پاييزي دلگير من
جوانتر و چهره ي پير من
چشماي من بي خبراي ساده
منتظرهاي دل به جاده داده
مردمکاتون به کجا زل زدن
باز واژه هاتون به کجا پل زدن
کاشکي بدونيد که دارم هنوزم
از اشتباه قبليتون مي سوزم
با اينکه هيچ کس نيومد پيش من
شب زده ها چشماي درويش من
 
آرزو
تاریخ درج در سایت: 27 آذر 1388 ساعت 19:18
آروزی های پری
گاهی روی آرزوهام می شینم و باهاشون پرواز می کنم
گاهی می رم بالا و بالا
گاهی پایین و پایین
گاهی از لابه لای سبزه زارهای شلوغ و قشنگ
گاهی از لابه لای پرواز پروانه ها و پرنده ها، شاخه ها و درخت ها
گاهی روبروی یه حلزون می ایستم و به روش می خندم و با هم حرف می زنیم
گاهی از سرمای هوا، آرزوهام سردشون می شه
گاهی با این سرما می ریم توی یه کلبه
کلبه ای که از پنجره هاش بیرون رو نگاه می کنم
پنجره هایی که قطره های روی شیشه اون
 
پرواز ر بیاموز
تاریخ درج در سایت: 29 مهر 1388 ساعت 00:08

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.

 
آدم باشیم
تاریخ درج در سایت: 20 مهر 1388 ساعت 00:52

آدم وقتی که میمیره آزاد میشه,آزاده آزاد.....
دیگه نه از عشق خبری هست,نه از غم, نه از پول, نه از.......
دیگه حتی مریضم نمیشی که کسی نیاد عیادتت......
دیگه غصه هم نداری که بری یه گوشه زانوهاتو از تنهایی بغل کنی.....
دیگه عاشقه کسی نمیشی که عاشقت نباشه......
دیگه به کسی راست نمیگی که بهت دروغ بگه یا دروغ بگی که راست بشنوی.....

 
تنهایی
تاریخ درج در سایت: 05 شهریور 1388 ساعت 19:52

و دوباره موسیقی جدیدی از زندگی نواختن کرد
موسیقی که ترس از شنیدنش رو همیشه داشتم
آرزوم نشنیدن اون بود و چه مبارزه ها کردم تا نشنوم
کوه های بلند و پست زندگی رو بارها و بارها بالا و پایین رفتم تا اون رو نشنوم
زیر بار هزار منت رفتم تا نشنوم
موسیقی که هر روز صبح تا شب از لب خونی اون هم تنم می لرزید

 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 10 از 111
     
 
خاطره
کبوتر
نگاه کن / جهان
الکی
عادت
 
 
خلق هنر با عکاسی از چند مگس مرده!
تصاویر حیرت‌آور گوگل از بزرگترین گورستان هواپیماهای نظامی در جهان
آمریکا روز جهانی پسته را هم از ایران گرفت
بو سه بر آب
بلند‏ترین مسجد جهان کجاست؟
 
 
چند عکس از سفر من به ترکیه
Love
نمونه هایی از تزئین سفره هفت سین