گذشته ، تاريخ است .آينده ، يك راز است.امروز ، يك هديه است.
صدای شما
(ارسال)
صفحه اصلی
بی قراری ها
داستانک
اندیشه ها
قوانین زندگی
یک حکایت
معرفی کتاب
دعا
موسیقی خاص
جملات قصار
عکس
خاطرات شما
(ارسال)
لینکهای جالب
(آرشیو)
.:بلند‏ترین مسجد جهان کجاست؟
.:ادعاهايي جديد درباره کشتي نوح(ع)
.:تاثیر نسبت طلایی آثار هنری بر روی مغز انسان
.:کشف مکانی برای سکونت بر روی ماه
.:13دی؛ آخرین بارش شهابی سال را ببینید
عضویت سریع در خبرنامه
ایمیل
تلفن همراه
درباره علی وارم (علی حسینی)
تماس با علی وارم
صفحه من در
نمونه هایی از تزئین سفره هفت سین نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: عکس تاریخ درج در سایت: 16 اسفند 1388 ساعت 19:06
 عید برای ما ایرانی ها خیلی  معنی داره
فقط یک عید نیست
یک تمدن هست
یک قدمت هست
یک یادگار هست
باید به اون ارزش داد
از اون ارزش خواست
به عید نباید بی اهمیت بود
خودتون رو برای عید آماده کردید؟
برای حول حالنا آماده هستید؟
دعای حول حالنای سال گذشته مستجاب شد؟
برای این حول حالنا حرکتی کردید؟
برای دیدن نمونه های دیگه از این لینک استقاده کنید.
 
الکی نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: موسیقی خاص تاریخ درج در سایت: 12 اسفند 1388 ساعت 01:59

خب باز هم سیاوش قمیشی
ایرانی که واقعا یک هنرمن واقعی است

شعر های زیبا که سروده خود  اوست
خواننده شعرهایی که نگارنده ای دیگر دارد

و آهنگ سازی که با نت های جادویی خود و ادغام آن با صدای خش دار و زیر و زبرش گیرایی خاصی به شنوندگان عاشقش می دهد

این بار هم شعر ساده الکی را با آهنگ زیبا و صدای نازنینش معنی دار کرده و افکار روزمره یک انسان را به راحتی و بی خجالت به زبان آورده و الکی را با زحمتی زیبا از الکی بودن صرف جدا کرده

متن آهنگ را ببینید و همراه با شنیدن این جادوگر صدا، اون رو زیر لبهاتون زمزمه کنید.

 
مجنون نمازش را شکست ... نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: بی قراری ها تاریخ درج در سایت: 11 اسفند 1388 ساعت 02:32
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
 
موهای تراشیده دختر من نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: یک حکایت تاریخ درج در سایت: 10 اسفند 1388 ساعت 02:42
همسرم نواز با صدای بلند گفت، تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟ 
شوهر روزنامه رو به کناری انداخت و بسوی آنها رفت 
تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود
ظرفی پر از شیربرنج در مقابلش قرار داشت 
آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود
گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟ 
فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و
 
تهران 1412 نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: یک حکایت تاریخ درج در سایت: 05 اسفند 1388 ساعت 20:28

چشم‌هايتان را باز مي‌كنيد. متوجه مي‌شويد در بيمارستان هستيد. پاها و دست‌هايتان را بررسي مي‌كنيد. خوشحال مي‌شويد كه بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستيد.. دكمه زنگ كنار تخت را فشار مي‌دهيد. چند ثانيه بعد پرستار وارد اتاق مي‌شود و سلام مي‌كند. به او مي‌گوييد، گوشي موبايل‌تان را مي‌خواهيد. از اين‌كه به خاطر يك تصادف كوچك در بيمارستان بستري شده‌ايد و از كارهايتان عقب مانده‌ايد، عصباني هستيد. پرستار، موبايل را مي‌آورد. دكمه آن را مي‌زنيد، اما روشن نمي‌شود. مطمئن مي‌شويد

 
عادت نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: موسیقی خاص تاریخ درج در سایت: 07 بهمن 1388 ساعت 23:48
آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن
منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن
من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم
واسه بودن کنارت، تو بگو، به هر کجا پر میکشم
منو تو آغوشت بگیر
 
تنها چیز زندگی نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: اندیشه ها تاریخ درج در سایت: 26 دی 1388 ساعت 09:30
بعضی از آدم‌ها به تو فکر می‌کنند
بعضی از آن‌ها به تو توجه می‌کنند
بعضی‌ها عاشقت می‌شوند
بعضی‌ها آرزو دارند هدیه ‌شان را بپذیری ...
بعضی‌ها فکر می‌کنند که تو برای آن‌ها یک هدیه‌ای
بعضی‌ها دلتنگت می‌شوند
بعضی‌ها برای موفقیت‌هایت
 
تنها ماندگار نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: دعا تاریخ درج در سایت: 22 دی 1388 ساعت 18:57
خدایا!
می بینی چقدر تنهام؟
می بینی چقدر درگیر ذهنیات خودم هستم؟
خدایا! می بینی هر روز دارم مثل شمع درون خودم می ریزم
خدایا! گفتی با سوخته دل هایی، کجایی؟ صدای دلم رو می شنوی
خدایا! هر چقدر دورت می گردم صدای کمتری از تو می شنوم
هستی؟
خدایا ! می بینی هر شب از اشکام، دریا می سازم
خدایا! کجایی
جقدر می خوای به من نگاه کنی؟
من رو به
 
جذابیت نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: قوانین زندگی تاریخ درج در سایت: 19 دی 1388 ساعت 11:36

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.
مراحل :

 
تک و تنها نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
گروه: بی قراری ها تاریخ درج در سایت: 19 دی 1388 ساعت 11:33
ابراي پاييزي دلگير من
جوانتر و چهره ي پير من
چشماي من بي خبراي ساده
منتظرهاي دل به جاده داده
مردمکاتون به کجا زل زدن
باز واژه هاتون به کجا پل زدن
کاشکي بدونيد که دارم هنوزم
از اشتباه قبليتون مي سوزم
با اينکه هيچ کس نيومد پيش من
شب زده ها چشماي درويش من
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 10 از 676
AliVaram.com, inc. All rights reserved.©2007
Design and Provide by Mehdi Jalilvand