مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چند ملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»
صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. میدانی با کی داری حرف میزنی؟»
کارمند گفت: «نه!»
صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم احمق!»
کارمند با لحن ملایم گفت: «و تو میدانی با کی داری حرف میزنی احمق؟!»
مدیر اجرایی گفت: «نه!»
کارمند جواب داد: «خوبه!» و سریع گوشی را قطع کرد!
من
حتی ساده حرف زدن و ساده نوشتن سخته
ساده تر بلد نیستم.
اسم من علی هستآخرین دیدگاهها
- ... در چه کردی با من؟…
- marzieh در تلخند
- amogli در غم انگیز ترین نقاشی دنیا
- Shohreh در عشق اول
- Shohreh در یادم تو رو فراموش
- (^_^) در یادم تو رو فراموش
- (^_^) در گستره عشق برادر به خواهر
- (^_^) در چه ساده درد می کشم
- Augustin در تو خود دعایی
- bahar در تو خود دعایی
- عقیق در مداد
- Taha در تلخند
- admin در گفتم خدایا !؟
- admin در عشق اول
- هاشم در تماس با من
- ایرج در پوستینی کهنه دارم من
- ایرج در پوستینی کهنه دارم من
- ابراهیم در ببر
- باران در تلخند
- بهزاد در عشق اول
پیوندها