چه لذتی است اگر بدانی وقتی برف می بارد تن پرندگان گرم است

سایت اجتماعی علی وارم
ی تو طوفان زده ی دشت جنونم، صید افتاده به خونم تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم !!!بی من از کوچه گذر کردی و رفتی .....
صدای شما (ارسال نظر)
روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تاب..
من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند..
اگر رویایی در دل داری، به دنیا بیاورش و آن را زندگی بخش. چه بسیار گنجینه هایی که تنها از آن ما هستند..
ژوزه ساراماگو، نويسندة پرتغالي، كه بارها نامزد جايزة نوبل ادبيات شده بود، سرانجام ، و دير هنگام – در سن 76 سالگي – موفق شد در سال 1998 اين جايزه را از آن خود وكشورش كند. آثار اين رمان نويس و شاعر كه به عبارتي..
خدایا بازی های زندگی آنقدر جذاب وفریبنده اند که دل ها را مسحور می کنند . چشم ها را مجذوب و روح را مسخ . گاهی به این فکر می کنم که این بازی ها را برای آن در زندگی مان قرار دادی تا مقاومت مان را در بوته..
جینی دختر کوچولوی زیبا و باهوش پنج ساله ای بود که یک روز که همراه مادرش برای خرید به مغازه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش 5/2 دلار بود،چقدر دلش اون گردنب..
عضویت سریع در خبرنامه